غرور
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
آخرین ارسال های انجمن
.



غرور
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389
بازدید : 2400
نویسنده : می NA

سال ها پیش از این به من گفتی


که مرا هیچ دوست میداری؟


گونه ام گرم شد ز سرخی شرم


شاد و سر مست گفتمت آری


باز دیروز جهد میکردی


که ز عهد قدیم یاد آرم


سرد و بی اعتنا ترا گفتم


که دگر دوستت نمی دارم!


ذره های تنم فغان کردند


که خدا را، دروغ می گوید


جز تو نامی ز کس نمی آرد


جز تو کامی ز کس نمی جوید


تا گلویم رسید فریادی


کاین سخن در شمار باور نیست


جز تو، دانند عالمی، که مرا


در دل و جان هوای دیگر نیست


لیک آرام ماندم و خاموش


ناله ها را شکسته در دل تنگ


تا طپش های دل نهان ماند


سینه ی خسته را فشرده به چنگ


در نگاهم شکفته بود این راز


که دلم کی ز مهر، خالی بود؟


لیک تا پوشم از تو، دیده ی من


بر گل رنگ رنگ قالی بود


دوستت دارم و نمی گویم.


تا غرورم کشد به بیماری!


زانکه می دانم این حقیقت را


که دگر دوستم..... نمی داری....!






مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: